آداب و رسوم شهرستان
آداب و رسوم رايج در شهرستان لردگان در چند زمينه به صورت جداگانه مورد بررسي قرار گرفته اند كه به شرح زير مي باشند.
1- آداب مربوط به اعياد و جشنها
2- آداب مربوط به ازدواج
3- آداب مربوط به سوگواري
4- آداب مربوط به صلح و مصالحه
5- آداب مربوط به ميهماني و ديد و بازديد
6- آداب و رسوم مربوط به تولد نوزاد و ...
7- آداب سفر
8- آداب كسب و كار
آداب مربوط به اعياد و جشنها
اعياد و جشنها از دير باز به عنوان مهمترين مناسكي است كه در اغلب جوامع قابل مشاهده است و گاهي اين مناسك متمايز كننده ي هويت قومي و ملي مي باشند . مردم شهرستان لردگان مانند ديگر هموطنان خود اعياد مختلف را با آئين هاي خاصي برگزار مي نمايند.
اعياد در دو سطح قابل بررسي و مطالعه اند: 1- اعياد مذهبي 2- اعياد باستاني و ملي
عيد سعيد فطر ، عيد قربان ، عيد غدير خم ، عيد مبعث برگرفته از تعاليم اسلامي در بين مردم شهرستان جايگاه ويژه اي دارند .
در شب آخر ماه مبارك رمضان و همزمان با آئين هاي مربوط به رؤيت هلال اول شوال مردم بر حسب تعداد افراد خانوار فطريه خود را جمع آوري كرده و بعضي افراد با شناختي كه از افراد مستحق دارند در روز عيد فطريه خويش را معمولا به صورت نقدي ادا مي نمايند. برخي ديگر در هنگام نماز عيد، به نماينده مراكز حمايتي از قبيل بهزيستي ، كميته امداد، مساجد و افراد فقير حاضر در نماز تحويل مي دهند.
نماز عيد فطر معمولا در شهر لردگان برگزار مي گردد و مردم روستاههاي مجاور براي اداي نماز به مركز شهر مي آيند و بعد از نماز نيز اغلب مردم براي زيارت به امامزاده هاي مجاور مي روند . يكي از سنن مردم در ايام ماه مبارك سفره افطاري و ختم انعام است كه اين مراسم غالبا با صرف هزينه هايي بالا و تدارك غذا هاي متنــوع برگزار مي گردد و افراد خاصي نيز در آنها شركت مي نمايند.
در عيد قربان معمولا افرادي كه به زيارت عتبات عاليات و مكه مكرمه مشرف شده اند مناسك قرباني را با ذبح طيور و گوسفند برگزار مي نمايند و از گوشت قرباني به همسايه ها و آشنايان مي دهند.
در ساير اعياد مذهبي نيز مردم با حضور در مساجد و امام زاده ها با برگزاري جشن و سرور مناسبت هاي ياد شده را بر پا مي دارند.
عيــــد نوروز به عنوان يك جشن مـلي و باستاني مورد توجه مردم بوده و مي باشد. مناسك مرتبط با اين عيد متنوع مي باشد و در مكان هاي مختلف بطور متفاوتي برگزار مي گردد . از جمله مناسك مربوط به نوروز مي توان به خانه تكاني ، علفه ، كاشت سبزه ، چيدن سفره هفت سين، عيدي گذاشتن لاي قرآن ، خواندن قرآن در هنگام تحويل سال ، دادن عيدي به افراد خانواده و اقوام ، ديد و بازديد و ميهماني هاي فاميلي و آداب مربوط به سيزده نوروز، اشاره كرد.
با نو شدن سال و با انگيزه دوري از ناپاكي و پليدي افراد خانواده با مشاركت به شست و شوي لوازم منزل از جمله قالي و گردگيري خانه مي پردازند . خانواده هاي متمول غالباً لوازم نو خريداري مي نمايند. و لباس نو نيز از جمله رسومي است كه در بين مردم رايج است. در نوروز خانواده ها با چشم و همچشمي مجبور به خريد هاي غير ضروري مي گردند و بار مالي زيادي را متحمل مي گردند.
علفه يكي از مناسكي است كه با نــو شدن سال و به ياد گذشتــگان برگزار مي گردد . در اين مناسك هر خانواده خوراكي (معمولاً شيربرنج ) تهيه نموده و بين همسايگان تقسيم مي نمايد . اخيراً علاوه بر شير برنج ، تدارك اغذيه ديگر و خرما نيز مشاهده مي گردد و به تناسب تمكن مالي خانوارها تنوع بيشتري در اين مناسك ديده مي شود.
خانواده ها بنا بر باورهاي باستاني خويش، چند روز قبل از فرارسيدن عيد نوروز لوازم مربوط به سفره هفت سين را تهيه مي نمايند كه از جمله مي توان به كاشت سبزه و پخت سمنو اشاره كرد. البته امروزه در مناطق شهري لوازم سفره هفت سين در بازارهاي موقتي كه در مركز شهر بوجود مي آيد ، به فروش مي رسد . اغلب مردم در شب عيد غذايي خاص تهيه مي كنند كه در آن از سبزيجات بيشتر استفاده مي شود. (سبزي پلو و خوراك ماهي) . افراد خانواده تلاش مي كنند كه شب عيد را در منزل خويش و در كنار اعضاي خانواده باشند و در اين شب افراد خانواده استحمام نموده و خود را براي لحظه تحويل سال آماده مي نمايند.
خريد عيد از جمله رسومي جديدي است كه هر سال با تنوع بيشتري در بين مردم رواج يافته و با ورود كالاهاي جديد تغيير مي نمايد. اغلب مردم چند روز قبل از نوروز در بازارهاي شهر حضور يافته و انواع شيريني و ميوه را بسته به تمكن مالي خويش فراهم مي نمايند . هم چنين لباس نو از جمله كالاهايي است كه در سبد خريد مردم مشاهده مي شود. در خريد هاي نوروزي ، بازار و فروشندگان نقش تعيين كننده اي دارند و بازار است كه سليقه مردم را جهت مي دهد . كالاهاي جديد باعث تنوع در خريد هاي نوروزي مي گردند و همين امر باعث شده است كه دگرگوني در اين رسوم سريعتر اتفاق افتد . از اقلام اساسي در سبد خريد عيد مي توان به انواع شيريني ها ( معمولاً خشك ) ، گز ، سوهان ، انواع تنقلات اعم از تخمه ، پسته ،گردو، بادام ، فندق و انواع شكلات كه امروزه بيشتر مورد استفاده قرار مي گيرد ، اشاره كرد.
ميوه نيز از اقلامي است كه همه خانواده ها در خريد عيد تهيه مي نمايند . خانواده ها بر اساس تمكن مالي خويش و با توجه به بازار ميوه كه معمولاً در فصل زمستان وجود دارد و با محاسبه مدت تعطيلات عيد ، ميوه مورد نياز خود را به صورت عمده تهيه مي نمايند . خانواده ها ترجيح مي دهند تمام مدت تعطيلات را در ميزان خريد خويش تأثير داده كه ناچار به تكرار خريد در ايام نوروز نشوند . خريد ميوه نيز تابع بازار است و معمولاً خانواده ها انواع ميوه ها از جمله موز ، پرتغال ، نارنگي، سيب ، كيوي ، خيار ، و همچنين سيب زميني ، پياز ، گوجه، سبزيجات و ... را چند روز قبل از عيد تهيه مي نمايند.
بازار هاي متعددي در ايام عيد و در گوشه و كنار شهرها و روستاههاي بزرگ تشكيل شده و كار خدمات رساني به مشتريان را بر عهده مي گيرند . اين بازرهاي موقت اغلب در ميادين اصلي شهر و پياده رو ها و كنار خيابانها شكل مي گيرند كه خود مشكلاتي را به وجود مي آورند . شلوغي و مزاحمت در رفت و آمد مردم را مي توان يكي از مشكلات آنان برشمرد. هم چنين در اين ايام به سبب حضور اكثر روستائيان در شهرها براي خريد نوروزي ، ازدحام زيادي در شهرها بوجود آمده و كنترل و نظارت دستگاههاي نظارتي با مشكلاتي مواجه مي شود ، به طوري كه هيچ گونه نظارتي در قيمت گذاري ها و نحوه فعاليت بازارهاي محلي و فروشندگان كالا هاي نوروزي و دست فروشان محسوس نيست و اين امر گاهي اوقات سبب مشاجراتي بين خود فروشندگان و يا خريداران مي گردد.
خانواده ها بعد از خريد نوروزي و در شب عيد معمولاً سفره اي در اتاق پذيرايي مي گسترند و انواع تنقلات و شيريني و ميوه اي كه خريداري نمودند را با سليقه هاي مختلف روي آن مي چينند.علاوه بر هفت سين تنگ ماهي و قرآن و آينه در سفره گذاشته مي شود و در هنگام تحويل سال معمولاً اعضاي خانواده كنار سفره قرار مي گيرند و بزرگتر خانواده مشغول قرائت قــرآن مي گردد. اخيراً رسمي نسبتاً جديد در شهرستان پديد آمده به اين ترتيب كه هنگام تحويل سال خانواده ها در گلزار شهداي شهر تجمع مي كنند و مراسم تحويل سال را به نحوي حزن انگيزي برگزار مي كنند. در برخي خانواده ها عيدي فرزندان را لاي قرآن مي گذارند و پس از تحويل سال به آنان مي دهند. در ايام عيد و هنگام ديد و بازديد نيز معمولاً به بچه هاي كوچك عيدي داده مي شودكه بسته به تمكن مالي افراد و ميزان محبوبيت هديه گيرنده ميزان متفاوتي دارد.
ديد و بازديد در ايام نوروز از ديگر رسوم پسنديده اي است كه در بين مردم شهرستان لردگان جايگاه خاصي دارد. مردم غالباً به صورت خانوادگي و در بعضي جا ها به صورت گروهي به ديدار اقوام خود مي روند. بزرگان فاميل و پدربزرگ ها و مادر بزرگ ها و همچنين چنانچه در بين اقوام كساني در سوگ كسان خود باشند، در اولويت هستند. و براساس ضرب المثل هر ديدي ، بازديدي ، خانواده ها در اولين فرصت به بازديد كساني كه از آنها ديدن كردند ، مي روند. ديد و بازديد غالباً در طول روز انجام مي گردد و در ديد و بازديد ها از ميهمانان با شيريني و ميوه پذيرايي مي شود . در برخي موارد نيز با شام يا ناهار از ميهمانان پذيرايي مي گردد. در مدت ايام نوروز و معمولاً شبها ميهماني هاي مفصلي برگزار مي گردد و خانواده ها در يك فضاي صميمي اوقات زيادي را با هم و در كنار هم به سر مي برند.
در روز سيزدهم فروردين ( روز طبيعت ) مردم با تدارك غذاهاي متنوع و تنقلات مختلف از خانه هاي خويش بيرون مي روند و در مكانهاي طبيعي و سر سبز و گاهي در اماكن مذهبي و زيارتگاهها تا غروب به گشت و گذار و تفريح مي پردازند . در اين روز سبزه هايي كه در ايام نوروز زينت سفره هاي نوروزي مردم بود، همراه خانواده ها به صحرا برده مي شود . مردم بنابه رسوم باستاني در اين روز به نيت تمام افراد خانواده و با دست چپ گياه سبزي را گره زده و سايرين براي گشايش مشكلات افراد گره هاي زده شده را مي گشايند.
آداب مربوط به ازدواج
ازدواج يك نهاد اجتماعي است كه رابطه بين همسران ، فرزندان و خويشاوندان را با يكديگر و همچنين رابطه ي همه اين افراد را با جامعه معين ميكند. از آنجايي كه ازدواج پديده اي است اجتماعي، بديهي است كه تحت تأثير عوامل اجتماعي نيز قرار مي گيرد و از اين روست كه در جوامع گوناگون آداب و رسوم مختلفي در اين باره وجود دارد.
اغلب مردم شهرستان لردگان بنا به عوامل اجتماعي و فرهنگي ، ازدواج را امري ضروري مي دانند و معتقدند تمام افراد بايد ازدواج نموده و توليد مثل كنند. اعتقادات مذهبي نيز در گرايش افراد به تشكيل خانواده و الزام افراد جامعه به همسر گزيني تأثير بسزايي دارد. ازدواج بيش از هر چيز تحت تأثير عوامل اقتصادي و تكنولوژيكي و اجتماعي قرار دارد. اصولاً عامه مردم جنبه هاي عملي ازدواج را بيش از هر چيز در نظر مي گيرند. به گونه اي كه كمتر به خاطر عشق ازدواج مي كنند. مهمترين انگيزه هاي ازدواج در بين مردم به اين شرح است:
1- وظيفه شرعي 2- اولاد3- تشكيل خانواده و كسب استقلال4- ارضاء غرائز جنسي
قشر بندي اجتماعي از عواملي است كه در ازدواج دخالت دارد. مردم سعي مي كنند بيشتر با افراد هم طبقه خود و يا بالاتر خويشاوندي كنند و از خويشاوندي با بعضي طبقات پرهيز مي كنند.اقتصاد خانواده نيز از عوامل تعيين كننده در ازدواج است كه در جاي خود بحث خواهد شد.
تك همسري شيوه غالب در بين مردم شهرستان لردگان است و در محدود مواردي چنـــد همسري مشاهده مي گردد كه خود بر اثر عوامل زير پديد مي آيد :
1- نازايي زن اول
2- نداشتن اولاد ذكور
3- عوامل اقتصادي و سياسي و مسائل جنسي
از آنجا كه ازدواج به عنوان مهمترين اتفاق در زندگي افراد محسوب مي شود، افراد جامعه آن را با شكوهي خاص برگذار مي كنند.
در گذشته هاي نه چندان دور و در برخي از روستاههاي امروزه خانواده ها براي فرزندان ذكور خويش دختري را در فاميل در نظر مي گيرند و با بردن لباس و هدايايي خانواده طرف مقابل را در جريان امر قرار مي دهند. اين امر سبب مي گردد بعدها و با بزرگ شدن پسر ودختر مشكلاتي از قبيل عدم تمايل طرفين بروز مي كند.
در برخي روستاهها بنا به شرايط خاصي ، پسران و دختران در سن پائين ازدواج مي كنند ولي در مناطق شهري سن ازدواج بالاتر مي باشد. عواملي نظير مسائل اقتصادي ، تحصيلات و اشتغال در سن ازدواج افراد مؤثر مي باشند.
علاوه بر ازدواجهاي همتراز يعني طايفه ها و خانواده هايي كه از جهت شؤون اجتماعي از موقعيت تقريباً مساوي و هم شأن برخوردار مي باشند. ازدواج هاي ديگري نيز به شرح زير صورت مي گيرد.
1- ازدواج ناف برون
در ميان ايل بختياري رسم بر اين بوده كه هرگاه دختر و پسري در زماني نزديك به هم متولد گردند ، اولياء اين اطفال از همان بدو تولد تصميم مي گيرند تا بند ناف نوزاد دختر را به نام پسري كه تازه ديده به جهان گشوده و ياكمي از وي بزرگتر است مي بريدند، به اين نيت كه به هنگام بلوغ اين دو كودك با هم ازدواج نمايند.
2- ازدواج خون بس
در گذشته و در برخي از مناطق روستايي ، مواقعي كه بين دو فاميل جنگي اتفاق مي افتاد افراد فاميل و بزرگان قوم، براي اينكه جلو هرگونه خون ريزي ديگري نيز گرفته شود و براي اين كه بتوانند ضمن پيشگيري از هرگونه اقدام انتقام جويانه زمينه تفاهم نسبي را نيز فراهم آورند ، نخست با بزرگان دوطايفه وارد مذاكره شده و آنگاه با فروكش كردن موضوع نزاع براي اينكه بتوانند دو خانواده را بيشتر به هم نزديك كنند ، دختر يكي از بستگان نزديك قاتل را به عقد پسر يا شخصي از خانواده مقتول درمي آوردند ، تا بدين وسيله از هرگونه تنش بعدي جلوگيري شود.
3- ازدواج گا به گا
اين نوع ازدواج در ميان روستائيان ، برخي مواقع وجود داشته است ، هرگاه در ميان دو خانواده دختر و پسر مجرد يا مرد جواني وجود داشت بنا به تمايل طرفين هريك از دو برادر كه از دو خانواده نيز بودند ، خواهر خود را به ازدواج طرف مقابل در مي آورد . چنين ازدواجي مشكلات كمتري در پي داشت ، زيرا ضمانت تأمين سلامت هر يك در سلامت پيوند مقابل گره مي خورد .
4- ازدواج فاميلي
يكي از ريشه دارترين و پرجمعيت ترين ازدواجها در شهرستان لردگان بشمار مي رود.به ويژه در روستاههاي شهرستان لردگان، گستردگي اين نوع ازدواج زبانزد خاص و عام است . شدت ازدواج هاي فاميلي به حدي است ،كه هرگاه در خانواده اي زمان ازدواج پسر جواني فرا مي رسدو يكي از دختران عمو، دايي و يا ديگر افراد فاميل نزديك وي مجرد باشد، حق ندرد به خواستگاري دختر بيگانه اي برود ، زيرا عمل او توهين به خانواده هاي دختردار آن فاميل محسوب مي گردد و چنين عملي را سنت شكني مي دانند.
و اما آداب و رسومي كه در اغلب ازدواج ها در شهرستان لردگان مورد توجه و استفاده مردم قرار مي گيرند به شرح ذيل مي باشند:
¯ «كهخدا دزه» در ابتدا خانواده پسر با در نظر گرفتن دختري مناسب ، مادر دامادبه همراه محدودي از زنان فاميل به صورت نهاني و با حضور در خانواده عروس رفته و تحقيقات لازم را در خصوص اينكه دختر نامزد دارد يا ندارد ، انجام مي دهند و چنانچه موافقت ضمني طرفين جلب شود مراحل بعدي به انجام مي رسد.
¯ «كهخدايي» يا كـــدخدايي ( خواستگاري) پس از انجام تحقيقات لازم عده ي محدودي از زنان و مردان از فاميل هاي نزديك داماد و با هماهنگي قبلي به خانه عروس مي روند و از دختر خواستگاري مي كنند. معمولاً در بين اقوام داماد فرد مسن و با تجربه اي ضمن بيان مقدمات خاصي اين كار را انجام مي دهد. متقابلاً از طرف خانواده عروس نيز يك نفر به نمايندگي از طرف خانوتده عروس به آنها جواب مناسب خواهد داد. در اين مراسم هدايايي از قبيل شيريني ، پارچه ، طلا و اخيراً دسته گل ، به خانواده عروس داده مي شود.
¯ « بله برون» يا « شيريني خورون» اين مراسم نيز با حضور اقوام نزديك خانواده هاي عروس و داماد انجام مي گيرد و در آن معمولاً هدايايي از طرف خانواده داماد به عروس داده مي شود. البته امروزه با قوانين جديد در خصوص مسائل بهداشتي ، قرار آزمايش خون طرفين در همين مراسم ها گذاشته خواهد شد .
¯ «كاغذگروني» پس از جلب توافق خانواده عروس ، از فاميل طرفين و معمولاً مردان دعوت مي شود و مراسمي برگزار مي شود تا در آن ميزان شيربها و مهريه و مخارج عروسي تعيين گردد. در اين مراسم افراد با نفوذ در فاميل عروس و داماد با هم بحث و تبادل نظر مي كنند و ميزان شيربها و مهريه را بر حسب عرف و تمكن مالي طرفين و همچنين شأن اجتماعي خانواده عروس و داماد تعيين مي كنند. اين مراسم گاهي اوقات با مجادله و درگيري هاي لفظي طرفين همراه مي گردد و ممكن است كدورت هايي نيز در پي داشته باشد. « شيربها» يا حق شير در اين مراسم تعيين مي گردد و براساس ميزان تمكن مالي داماد متفاوت است. مبلغ تعيين شده توسط خانواده عروس صرف خريد جهيزيه مي گردد و معمولاً خانواده عروس علاوه بر آن براي عروس لوازم بيشتري خريداري خواهد كرد. «پشت قباله» يا مهريه نيز در اين مراسم تعيين مي گردد كه در جاهاي مختلف ، ميزان متفاوتي دارد و عواملي نظير عرف ،تمكن مالي طرفين ، تحصيلات و شأن اجتماعي زوجين در آن مؤثر است. در برخي نقاط علاوه بر مبالغ پولي و ريالي ، سكه ، ملك، ساختمان و ماشين نيز براي مهريه در نظر گرفته ميشود. تكليف مخارج عروسي نيز در اين مراسم مشخص مي گردد. خانواده داماد معمولاً مخارج عروسي را بر عهده مي گيرد كه در اصطلاح به آن «باراوزي » يا «باروزي» گفته مي شود. «باروزي» از دو واژه « بار » و «اوزي» گرفته ميشود. و شامل اقلام خوراكي و لوازم مربوط به پذيرايي ميهمانان است. در گذشته تعدادي گوسفند، برنج،آرد، هيزم، قند، چاي، سيگارو .... در ليست «باروزي» قرار مي گرفت ولي امروزه «باروزي» به صورت نقدي (خشكه) به خانواده عروس پرداخت مي گردد. البته با مرسوم شدن مراسم ماه عسل و پذيرايي در تالارهاي ويژه عروسي در بعضي از خانواده هاي متمكن اين رسوم دستخوش تغييرات زيادي شده است. در مــراسم «كاغــذ گروني» معمولاً صورت مجلسي تنظيم شده و به امضاي طرفين و حاضرين مي رسد.
¯ «عقدكنون» : در برخي مواقع همزمان با مراسم «كاغذگروني» مراسم عقد كنان برگزار مي گردد. اين مراسم با دعوت از فاميل و صرف هزينه هاي مربوط به پذيرايي ، همراه با مراسم هاي ديگر و يا جداگانه برگزار مي شود. در اين مراسم از طرف فاميل هاي عروس و داماد به زوجين هدايايي از قبيل طلا و جواهرات و پول نقد داده مي شود. برخي از خانواده ها اين مراسم را حذف نموده و يا همزمان با عروسي ، با تدارك سفره عقد كه بر حسب تمكن مالي خانواده ها متفاوت است برگزار مي گردد. در اين مراسم از نوازندگان محلي « توشمال» و يا نوازندگان جديد( نوازندگان ارگ و يا ني همبوني و ...) براي ايجاد شادي و نشاط استفاده مي گردد.در برخي مواقع از لباس ويژه عروس (شيفون) استفاده مي شود و همچنين بردن عروس به آرايشگاه و دعوت از فيلمبردار و ... كه با هزينه هاي زيادي توأم هستند ، مراسم عقد كنان برگزار مي گردد. در اين مراسم از عاقد نيز دعوت مي شود و مراسم با انجام امور خاصي همراه مي گردد. برخي از خانواده ها به سبب عدم تمكن مالي مراسم عقد كنان را حذف نموده و به عقد رسمي در محضر اكتفا مي نمايند.
¯ « تحويل پول » و بردن «باروزي» : معمولاً چند روز قبل از عروسي پول شيربها به وسيله چند نفر از خويشاوندان داماد به خانواده عروس داده مي شود. در اين مراسم ، پول شيربها را همراه با قرآن در يك كيف يا سيني گذاشته و جلوي مسن ترين فرد خانواده عروس قرار مي دهند و پس از انجام تعارفات معمول ، از طرف خانواده عروس مقداري از پول موجود در كيف يا سيني ياد شده برگشت داده مي شود. خانواده عروس از پول مذكور با همراهي فاميل نزديك و گاهي با حضور خانواده داماد ، خـــريد جهيــزيه را انجام داده و مقدمات عروسي را فراهم مي آورد. معمولاً كالاهاي اساسي مورد نياز زندگي زوجين خريداري شده و توسط خانواده عروس اقلام جزئي به جهيزيه اضافه مي گردد. مخارج عروسي يا «باروزي» نيز قبل از عروسي به خانواده عروس تحويل داده مي شود( به صورت نقدي يا جنسي)
¯ « دعوتي» : دعوت براي عروسي به صورت شفاهي و يا به وسيله نامه انجام مي شود . با هماهنگي قبلي خانواده هاي عروس و داماد و براي پرهيز از تداخل ميهماني قبل از عروسي ليستي از مدعوين تهيه و به وسيله كارت عروسي آماده و يا دستنويس از اقوام و خويشاوندان دعوت مي گردد. تعداد نوبتهاي پذيرايي بستگي به توانايي مالي خانواده هاي عروس و داماد دارد. در بـرخي نقاط و با توجه به تمكن مالي و خانواده ها ، يك هفته عروسي گرفته مي شود و در برخي موارد به يك يا دو نوبت دعوتي اكتفا مي گردد.
¯ «عروسي» همراه با آداب و رسوم خاص و مـتنوعي همـراه است و تفاوت هاي اساسي در نقاط مختلف شهرستان مشاهده مي گردد. بسته به توان مالي خانواد هاي عروس و داماد تنوع و مخارج عروسي ها با شكل هاي خاصي توأم است. معمولاً سعي مي شود از ميهمانان به بهترين وجه پذيرايي گردد و اكثر خانواد ها با همياري همسايه ها و خالي كردن چندين ساختمان براي اسكان ميهمانان كار پذيرايي از آنان را به نحو مطلوبي انجام مي دهند.در مراسم عروسي علاوه بر تدارك خواركي ها و ميوه از سيگار و در محدود مواردي مواد مخدر(ترياك ) نيز براي پذيرايي از ميهمانان استفاده مي گردد . در واقع بيشتر افراد جامعه اين نوع پذيرايي را احترام به مهيمان تلقي نموده و چنانچه نقصي در پذيرايي باشد ، به مهيمانان توهين شده است. استفاده از ساز و دهل « توشمال» نيز از جمله رسومي است كه در بيشتر عروسي ها مشاهده مي گردد. هنگام ورود ميهمانان ، «توشمال» با نواختن آهنگ خاصي كه شبيه صداي «كل» زنان است به آنان خوشآمد گفته و ميهمانان نيز متقابلاً براي اظهار تشكر پولي در جيب توشمال قرار مي دهند. همزمان با ورود ميهمان ، يكي از مردان از طرف ميزبان با شليك گلوله اي به ميهمان خوشامد مي گويد و زنان نيز همزمان با صداي «كل» يا «كليلي» از ميهمانان استقبال مي كنند. زنان مدعو نيز هنگام ورود از خود صداي «كل» در مي آورند.در طول ساعات عروسي توشمال با نواختن آهنگ (مقوم) هاي خاصي مدعوين را سرگرم مي كند. معمولاً توشمال با آهنگ هاي خاصي كه به وسيله «كرنا» اجرا مي كند مردان را دور خود جمع نموده و مراسم چوب بازي انجام مي شود. در اين مراسم مردها با رقصيدن با دو چوب ، يكي كوچك و نرم و ديگري بلند به نامهاي «تركه» و « دراق» يا «درك» رقص خاصي را انجام داده و با چوب تركه و به نوبت پاهاي همديگر را نشانه مي گيرند و طرف مقابل را با تركه مي زنند و اين كار همينجور ادامه مي يابد و گاهي نيز موجب رقابت هاي جدي و شديد و احياناً درگيري خواهد شد و ممكن است بعضي ها روانه بيمارستان شوند. زنان نيز با همراهي توشمال كه آهنگ هاي خاصي را به وسيله «سرنا» مي نوازد ، دستمال بازي مي كنند كه در نوع خود در خور توجه است . زنان در عروسي ها لباسهاي محلي زيبايي به تن نموده و از زيور آلات و طلاي زيادي در تزئين لباس خود استفاده مي كنند. استفاده از آلات پر سرو صدا نيز در عروسي ها رايج است . تفنگ انداختن جلوي مهيمانان و هنگام بردن عروس از رسومي است كه در اكثر نقاط شهري و روستايي لردگان مورد استفاده قرار مي گيرد. همچنين استفاده از ترقه و فشفشه و مواد دودزا و آتش زا در بين كودكان و نوجوانان شايع مي باشد. در ايام عروسي تمام جوانـــان و افــراد فاميل در انجام امور مربوط به پذيرايي مشاركت مي نمايند و اين همكاري به صورت دائمي در بين فاميل رايج مي باشد و از جنبه هاي مطلوب عروسي ها محسوب مي گردد. معمولاً در عروسي ها و در ساعات پاياني شب عده اي از ميهمانان بساط خاصي مهيا نموده و تا پاسي از شب را در كنار هم به سر مي برند و در اين اوقات استعمال مواد مخدر و از جمله ترياك در بسياري از عروسي ها رايج است. و...
¯ «حنابندان» معمولاً در آخرين شب عروسي از جمله مراسمي است كه با آداب خاصي همراه است . توسط زنان فاميل داماد حنا در ظروف خاصي تهيه مي شود و عده اي از زنان و مردان با هدايايي كه از قبل آماده كرده اند به خانه عروس مي آيند و همراه رقص و پايكوبي و خواندن اشعار محلي توسط دختران و زنان مراسم حنابندان را انجام مي دهند. اين مراسم نيز در صورت وجود توشمال با رقص و آهنگ خاصي توأم مي گردد. در اين مراسم داماد و عروس از حناي تهيه شده به دستهاي خود ماليده و بعد از آن زنان و مرداني كه حضور دارند از آن به كف دست خود مي مالند . در اين مراسم حنا توسط عروس و داماد در يك سيني و تزئينات خاص بين حاضرين گردانده مي شود و حاضرين نيز با پول ريختن روي سر عروس و داماد و يا توي سيني به رسم هديه به داماد و عروس مي دهند. اين مراسم در پايان شب اجرا مي شود و در پايان و هنگام برگشت فاميل داماد از طرف خانواده عروس هدايايي از قبيل كت و شلوار و لباس و ساعت، با تزئينات خاصي به نام «خنچه» داده مي شود.
¯ «آرايش عروس» در اكثر مراسمات مثل عقد كنان ، حنابندان و عروسي انجام مي پذيرد. اين امر با تنوع و گوناگوني زيادي در بين خانواد ها اجرا مي شود و هزينه هاي زيادي در پي دارد. برخي خانواده ها با بردن عروس به آرايشگاه ، آرايش عروس را همراه با لباس عروس(شيفون) انجام داده و برخي خانواده ها به آرايش در منزل و لباس متداول بسنده مي كنند. يكي ديگر از رسوم جديد در عروسي ها استفاده از فيلمبردار است كه با صرف هزينه هاي زيادي انجام مي پذيرد و البته مشكلات خاصي را نيز در پي دارد. برخي خانواده ها خود رأسا كار فيلمبرداري را انجام مي دهند و استفاده از فيلمبرداري توسط گوشي هاي همراه نيز توسط مدعوين رايج شده است كه بروز مشكلاتي را در بر دارد.
¯ « بردن عروس» : از جمله آداب مهم در انجام عروسي بردن عروس مي باشد كه در طول چند سال اخير تحولات گوناگوني به خود ديده است. ودر مناطق مختلف روشهاي متفاوتي دارد. ولي مهمترين اعمالي كه انجام مي گيرد با اندكي تفاوت در همه جا رايج است.معمولاً در روز آخر عروسي و بعد ازظهر عده اي از ميهمانان و اقوام عروس و داماد خود را براي بدرقه عروس آماده مي كنند. فاميل داماد به همراهي توشمال و با رقص و شادماني به خانه عروس آمده و خانواده عروس نيز با شادي به استقبال آنان مي روند و از آنان پذيرايي مي نمايند. در خلال اين اوقات عده اي از جوانان جهيزيه عروس را بر اساس ليست تهيه شده از قبل به خانواده داماد تحويل داده و رسيد دريافت مي نمايند و وسايل را داخل وانت هايي كه به همين منظور تدارك ديده شده است ، قرار مي دهند. خانواده عروس با آماده كردن عروس و رسم «كمر بستن» عروس را با آئين خاصي بدرقه مي كنند. «كمر بستن» رسمي است كه در آن پارچه اي حاوي مقداري اسفند ، نمك ، جو ، گندم ، نان و پنير و سبزي ، نبات و مقداري پول توسط برادر عروس به كمر عروس بسته مي شود و در شب زفاف توسط داماد گشوده مي شود و پول موجود در آن صدقه داده مي شود. پس از آماده شدن عروس ، داماد دست او را گرفته و زنان نيز با گرفتن قرآن بالاس سر عروس و همچنين آينه ، او را با شادماني و خواندن آوازهاي محلي و صداي «كل» بدرقه مي كنند. معمول است كه از طرف خانواده داماد از خانه عروس وسايل شكستني مثل استكان و نعلبكي و ... برداشته و در هنگام حركت شكسته مي شود. در هنگام بدرقه عروس اسفند دود مي كنند و متداول است كه گوسفندي جلوي پاي عروس سر مي برند و عروس در هنگام عبور بايد پايش را در خون گوسفند قرار داده و يا از خون روي كفش او ماليده شود. همچنين نمك و نقل و پول بر روي سر عروس و داماد ريخته مي شود.
¯ «گر زنون» : يكي از رسوم محلي شهرستان لردگان «گرزنون» است كه در بيشتر جاها متداول است و عبارت است از اينكه عروس در فواصل مختلف در مسير خانه تا منزل داماد مكثي نموده و داماد بايد پولي يا هديه اي به او بدهد تا به حركت خود ادامه دهد . البته در حال حاضر اين رسم به علت وجود ماشين و بردن عروس با ماشين گلكاري شده منسوخ شده است و به جاي آن گلكاري ماشين عروس پديد آمده است كه با صرف مبالغي توسط گل فروشي ها انجام مي پذيرد. رسم است كه در جلوي خانه داماد نيز گوسفندي جلوي عروس كشته شود و عروس با آداب خاصي وارد خانه داماد شده و معمولاً توسط يك ملاي محلي به همراه دعا و قرائت قرآن دست عروس در دست داماد گذاشته مي شود و عروس و داماد به حجله اي كه برايشان آماده كردند ، مي روند.
¯ «برشتوك» : يك روز پس از عروسي توسط زنان غذايي تهيه مي شود كه « برشتوك » نام دارد. در تهيه آن از روغن حيواني ، گردو، آرد ، شكر و رازيانه استفاده مي شود . اين غذا بسيار مقوي بوده و عروس و داماد و افرادي كه از خانواده عروس و داماد حضور دارند از آن ميل مي نمايند.
¯ « ري گشون» رسمي است كه در آن عروس دست فاميل داماد و كساني كه به ديدن آنها مي روند را بوسيده و شخص ديدار كننده هديه اي به عروس مي دهد و عروس نيز هدايايي كه از پيش تدارك ديده است ، خانواده داماد و اقوام ديگر مي دهد.
¯ «آش پس پرده» : سه روز پس از عروسي توسط زنان فاميل عروس غذاي زيادي پخته مي شود و به خانواده داماد برده مي شود. در اين روز نيز عروس كادو هايي از قبيل پارچه ، لباس ، دستمال و جوراب كه از قبل تدارك ديده است را در يك سيني بزرگ گذاشته و جلوي ميهمانان مي گيرد . مدعوين نيز هر كدام در مقابل پولي در سيني مي ريزند . به اين رسم در اصطلاح «آش پس پرده» يا پاتختي گفته مي شود.
¯ « پانگوني» يا « واطلبوني» : بعد از مراسم عروسي اقوام عروس و داماد از زوجين و خانواده آنها دعوت گرفته و به صورت نوبتي آنها را ميهمان مي نمايند كه همان پاگشا مي باشد . رسم است كه عروس و داماد در اين ميهماني ها هداياي را براي ميزبان در نظر گرفته و هنگام دعوتي همراه خود به خانه ميزبان ببرند.
¯ «اوزي» يا « يوزي» نوعي همياري است كه در هنگام عروسي از طرف خانواده ها در شهرستان لردگان انجام مي گيرد. اوزي uzi : در زبان اوستايي اين واژه به صورت uzaw و uzava به معني ياري رساننــده به كار رفته است . همــه ي جوانان و كساني كه قصـد ازدواج دارند مي توانند پيش از برگزاري مراسم عروسي به خانه هاي اقوام و افراد همه ي طايفه خود و احياناً افراد طــوايف ديگر كه با آنها نسبتي و رابطه اي دارند رفته , هديه عروسي خود را كه « اوزي » مي گويند دريافت مي كنند . البته در عشاير و روستاها اوزي ها بيشتر به صورت گوسفند و قند و چاي و روغن است كه مي تواند براي برگزاري عروسي و پذيرايي از مهمانان به مصرف برسند و بار سنگين هزينه هاي عروسي را از دوش خانواده ي داماد بردارد .اين شكل همياري در بيشتر مناطق بختياري رايج است ولي در شهر ها و برخي از روستا هاي نزديك شهر ،اين هدايا در روز عروسي به زوج هاي جوان داده مي شود .البته بايد گفت اين نوع همياري پرداخت حكم دادوستد دارند . گيرنده ي اين نوع همياري خود را ملزم مي داند كه در اولين فرصت به نحوي پاسخگوي آنها باشد. در حال حاضر « اوزي» با گذاشتن پول در پاكت انجام مي پذيرد و بسياري از مشكلات مالي ازدواج از طريق آن برطرف خواهد شد.
البته رسوم مربوط به ازدواج به همين اندك نوشتار ختم نمي شود و رسوم خاصي در بعضي از نقاط وجود دارد كه به علت عدم عموميت از ذكر آنان خودداري گرديد و از جمله آنان مي توان به « شاباش» كه نوعي همياري است ، اشاره كرد.
چشمان زنی خیس می خورد
این رویای نامکرر زندگی من است
این دست ها
که سر می خورد بر سطر ها
این سطرها
که پر می شود از واژه های بی هنگام
این واژ ه ها که در ورای هریک عشقی است
و این عشق
که مرا پیوند می دهد با خودم
و این من
انبوه خاطراتی که گذشت
و رویاهایی که جاری است
در تمام هستی
و تمام هستی که در رویاها جاری است
اینک من در چشمان خیس زنی نشسته است
تا بر تمام رویاها خیره شود
تا اندوه تنهایی را دوباره تکرار کند
این ماشین لعنتی بد جوری حالمو گرفته
بعضی مواقع به سرم می زنه که بفروشمش
اما یه حسی بهم می گه که باش مدارا کنم
موندم که چکار کنم

یکی به من بگه چکارش کنم

شب از نگاه خسته خورشيد زاده مي شود
و من ادامه تباهي نياكان خويشم
با من اگر به رؤياهايم بيايي
ترا خواهم برد
آنجا كه رؤياهايم به حقيقت ميرسند
و اساطير جاودان در اوج شكوهمندي
قد بر افراشته اند
بي آنكه حتي خوابت را آشفته كنم
بي آنكه حتي چراغي بر افروزم
در تاريكي خودم،
رؤياهايم را مي سرايم
و براي اثبات بيداريم
خوابهايم را شماره مي كنم
c
خواب اول: دروغ گندم
و بعد
جنگ اول
و تا بود
نبرد من بود
با من
نه ديو
نه دد
نه چنگيز
نه تيمور
نه عرب
نه روم
كه اين تباهي من بود
از حقيقت خويش دور مي شدم
بي آنكه حتي خوابم آشفته شود
صد سال به اين سالها
نوروز (عيد) بزرگترين و شكوهمند ترين جشن ملي ايرانيان است . جشن رستاخيز طبيعت و تجديد زندگي است.
جشن حركت و جنبش و تكاپو و كار است .جشن طبيعت است .
در اين جشن با شكوه ايرانيان مراسم و آداب ويژه اي دارند كه اغلب مناطق ايران اين آداب را كم و بيش انجام مي دهند
يكي از اين آداب چيدن سفره هفت سين است . البته در زمانهاي گذشته هفت شين نيز رايج بوده و هم اكنون نيز در بعضي از مناطق اين رسم رايج است
روز نـــــوروز در زمان كيــان مي نهادند مردم ايـــــــــران
شهد و شير و شراب و شكر ناب شمع و شمشاد و شايه اندر خوان
(شايه= خايه = تخم مرغ)
در مجموع معمولا ايراني ها سفره اي ميچينند و روي آن قرآن و يك كاسه آب ، يك شيشه گلاب، سبزه ،آجيل ، ميوه، شيريني، ماهي قرمز و هفت سين كه معمولا عبارتند از سپند، سيب، سياه دانه، سنجد، سماق ، سير ، سركه، سمنو، سبزي، به اضافه ماست ، شير ،پنير و تخم مرغ رنگ كرده .
هرساله فال حافظ نيز در بعضي از خانه ها رواج دارد و من كه عادت چندين ساله ام شده حافظ را مي گشايم و اين غزل را با تبريكي ويژه تقديم تمام دوستانم مي كنم
ساقي بيار باده كه آمد زمان گل
تا بشكنيم توبه دگر در ميان گل
كوري خار نعره زنان تا چمن رويم
چون بلبان نزول كنيم آشيان گل
در صحن بوستان قدح باده نوش كن
كآيات خوشدلي همه آمد به شأن گل
گل در چمن رسيد مشو ايمن از خزان
يار و شراب جوي و سرابوستان گل
حافظ وصال گل طلبي همچو بلبلان
جان كن فداي خاك ره باغبان گل
نوشتن از عشق و نفرت
نوشتن از آنچه آدم دوستش دارد شايد دشوار تر از تنفري است كه به ديگران دارد. ولي زيستن در نفرت خيلي ساده تر از زيستن در عشق است . جذاب و دست يافتني تر.
خيلي راحت تر مي تواني دل كسي را بشكني و همين باعث مي گردد نفرت شكل بگيرد و آن وقت است كه بايد خو كني به تنفري كه اطرافت پرسه ميزند تا هر لحظه زايشي باشد بر تنفري كه خودت ساخته اي. آنچه در نوشتن تنفر برايم جذاب است اين است كه آدمهايي كه از من متنفرند چه روبرويم باشند يا نباشند ، هميشه مايه اي براي نوشتنم مي شوند.
ادامه مطلب
برای دیدن ادامه مطلب علامت + کنار همین یادداشت را کلیک کنید
طبيعت بختياري و ادبيات عامه
انديشمندان بسياري بر اين باورند كه شخصيت و رفتار و منش آدمي در پرتو محيط اجتماعي و طبيعي شكل مي پذيرد. در واقع تفاوت در محيط طبيعي و اجتماعي سبب بروز رفتار، انديشه و منش متفاوتي خواهد شد . بررسي هاي مردم شناسي نيز به نتايج مشابهي در خصوص تأثير محيط در خلق و خو، آداب و سنن، فكر و بيان انسان، دست يافته است.
با كمي تأمل و دقت در زندگي خويش، ردپاي طبيعت پيرامون در تمام زواياي زندگي، ما را به اين حقيقت رهنمون است كه: ما را از طبيعت گـريزي نيست. نــوع انديشيدن، شيوه هاي گوناگون زيستــن، اقتصادهاي متنوع، فرهنگ هاي متمايز، جلوهاي بي شمار هنر، ادبيات منحصر به فرد جوامع و … ريشه در تفاوت هاي طبيعي و جغرافيايي دارد.
در اين ميانه ادبيات با وضوح بيشتري در سايه تفاوت هاي طبيعي، طيفي از رنگ هاي متنوع را چشم انداز چشمان صاحبان بصيرت مي كند.تلفيق جادوي طبيعت، كولي سرگردان ذهن بشر و طغيان روح ناآرام آدمي، طلسم هنر را درمي نوردد. هرچه طبيعت وحشي تر و سرگرداني آدمي فزونتر، تسخير قلل كمال ادبي و دستيابي به جذابيت هاي هنري آسان تر مي نمايد.
ديار بختياري به مدد جاذبه هاي طبيعي و روح طبيعت گراي مردمان پاك و بي آلايش، صاحب هنري بكر با تشخص در نوع و سياق در زمينه شعر و موسيقي است. سخت كوشي و صميميت، معجون دلنوازي ساخته است تا خشونت ناشي از بي رحمي ها و كژ رفتاري هاي زمانه را با حزن دلنشين برخواسته از ژرفاي دل بلند پرواز مردمان تركيب، و با شهد و شيريني زبان و بيان عجين نموده تا جان و روح همگان را ميهمان لحظه هاي سبز بودن كند.
از ويژگي هاي بارز اشعار محلي بختياري، طبيعت گرايي و استفاده در مقياس وسيع از عناصر مادي و طبيعي است . خاستگاه اين طبيعت گرايي زندگي ايلي و عشايري و انس با صخره هاي سترگ و رودهاي خروشان و چشمه هاي جوشاني است كه لحظه هاي شاعرانه ي مردماني سخت كوش و ميهمان نواز،باكوه ها و دره ها و دشت ها پيوند مي دهد. سادگي و بي پيرايگي مردمان اين ديار در ترنم هاي عاشقانه و حماسه هاي شان يادآورد زندگي بي آلايش آنان در هم آغوشي با طبيعتي وحشي است كه ديده هر بيننده اي را چونان طبيعت بي نظيرش خيره مي كند
آنگاه كه شاعر از ناز و نياز عاشقانه سخن مي گويد «چويل» و «كمر» همصداي اويند:
و آنگاه كه آرزوي وصال در سر مي پروراند «گلال» همصداي او ترانه مي خواند تا «كوگ» جلوه اي عاشقانه براي لحظه هاي تنهايي باشد.
و يا
بیشتر به خواندن می پردازم و همین دلیل عمده ی این فاصله است
دارم تجربه جدیدی را زندگی می بخشم
---------------
سكوت من
از بيقراري كاغذ
تا ارتفاع برف
امتدادي كه فصل هايم را
بي ترنم ترانه اي به هم پيوند مي زند
جوانه اي كه هنوز
در گذر سال و ماه
همچنان
جوان است
تا پير شوم
مثل كاغذ
مثل برف
و استواري قلم
مثل تمام جوانيم
بي هيچ حادثه اي
ميان انبوه غزلهاي نگفته
خشكيده است
تا هنوز در حسرت نگاه خيس كودكي ام
گم شوم
ميان روزهاي برفي
وقتي كه چشم هايت
سرشار از حرفهاي عاشقانه است
مثل جوانه هاي بيد
كه حالا مجنون مي شوند
تا كوچه هاي بي عابر
به خيابان هاي پر ازدحام پيوند بخورند
تا فاصله
هديه ي لحظه هاي بي برگشت شود
وقتي كه حضورت را
جز در ميان نامه ها و عكسها
نمي يابم
تا همچنان سكوت شبهايم
با من يكي شود
در بيقراري كاغذ